تبليغاتX
"کذابین مفتر"
مهدویت/فتنه های آخرالزمان/مدعیان دروغین/فرقه های ضاله/نشانه های ظهور

ظلم ستیزی امام کاظم علیه السلام

امام كاظم علیه السلام

ظلم ستیزى در رفتار

فرازهایى از رفتارهاى روشنگرانه و ظلم‏ستیزانه امام كاظم(علیه السلام) را در این زمینه ذكر می‌نماییم:

 

رخنه در درون نظام

امام كاظم(علیه‏السلام) با تربیت افرادى شایسته، و تأثیرگذارى مثبت بر افكار و اندیشه‏هاى برخى از كارگزاران حكومتى، از وجود آنان در پیشبرد اهداف الهى خویش سود مى‏جست. على بن یقطین از جمله عوامل نفوذى امام در نظام حكومتى هارون بود كه تا مقام نخست‏وزیرى راه یافته بود. او به لطف خداوند و یارى رهنمودهاى امام و بصیرت و تیزهوشى خویش، كارهاى مهمى را به نفع شیعیان انجام مى‏داد.

یادآورى نظرات حضرت كاظم(علیه‏السلام) به طور غیرمحسوس در جلسات داخلى هیأت حاكمه، گزارش اخبار داخلى و تصمیمات حكومت غاصب به امام، ارسال كمك‌هاى مالى به امام و شیعیان، تشكیل گروه‌هاى حجّ از شیعیان بى‏بضاعت، و خدمات ا جتماعى و ادارى به یاران امام هفتم، برخى از دستاوردهاى نفوذ على بن یقطین در حكومت هارون بود.

مسیّب بن زهیر نیز از شیعیان مخلصى بود كه در ظاهر، در سمت جانشین سندى بن شاهك، به فرماندهى نیروهاى نظامى هارون منصوب شده بود. او علاوه بر رساندن پیام‌هاى امام از داخل زندان به دوستان و شیعیان حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) معجزات و كراماتى نیز از آن حضرت نقل مى‏كرد كه در بیدارى برخى افراد تأثیر داشته است.(1) حاكم رى و برخى از كارگزاران حكومتى نیز در شبكه نفوذى حضرت كاظم(علیه‏السلام) انجام وظیفه مى‏كردند.

 

حمایت از مبارزان راه حق

حسین بن على بن حسن المثنى بن الامام الحسن المجتبى(علیه‏السلام) معروف به «شهید فخّ» از افرادى است كه در زمان امامت حضرت كاظم(علیه‏السلام) بر اثر ستم‌هاى فرماندار مدینه به علویین به ستوه آمد و بر علیه حكومت هادى عباسى به قیام مسلحانه روى آورد.

بعد از شهادت حسین بن على(علیهماالسلام)، و سایر شهداى فخّ، حضرت موسى بن جعفر (علیهماالسلام) فرمود: «به خدا سوگند! حسین در حالى از دنیا رفت كه مسلمان و نیكوكار و روزه‏دار و آمر به معروف و ناهى از منكر بود.»

حسین قبل از قیام پرشور خویش، شبانه به محضر امام هفتم(علیه‏السلام) آمد و امام ضمن سفارشاتى به وى فرمود: تو شهید خواهى شد، ضربه‏ها را محكم و نیكو بزن! این مردم فاسق‏اند، و در ظاهر ایمان دارند و در باطن خود نفاق و شك را پنهان مى‏سازند، «اِنّا لله‏ِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ.»(2)

بعد از شهادت حسین بن على(علیهماالسلام)، و سایر شهداى فخّ، حضرت موسى بن جعفر (علیهماالسلام) فرمود: «به خدا سوگند! حسین در حالى از دنیا رفت كه مسلمان و نیكوكار و روزه‏دار و آمر به معروف و ناهى از منكر بود.»

 

جلوگیرى از همكارى با طاغوت

آن حضرت اگر احساس مى‏كرد كسانى كه به نظام حكومتى داخل مى‏شوند، نمى‏توانند به نفع اهل حق و شیعیان عمل نمایند، آنان را از همكارى با طاغوت نهى كرده، از عواقب وخیم آن برحذر مى‏داشت.

زیاد بن ابى سلمه از یاران امام كاظم(علیه‏السلام) بود، ولى بدون اطلاع آن حضرت در دستگاه خلافت عباسى مشغول به كار شده بود. او روزى به محضر امام هفتم آمد. حضرت از او پرسید: اى زیاد! آیا تو در امور دولتى اشتغال دارى؟ گفت: بلى.

امام فرمود: چرا با حكومت ستمگران همكارى مى‏كنى و به شغل آزاد نمى‏پردازى؟

امام كاظم علیه السلام

زیاد گفت: سرورم! مخارج من زیاد است؛ چرا كه من فردى اجتماعى هستم و خانه‏ام پر رفت و آمد است و افراد تحت تكفل دارم و هیچ‏گونه پشتوانه اقتصادى هم ندارم. درآمد من منحصر به همین شغل دولتى است. امام كاظم(علیه‏السلام) فرمود: اى زیاد! اگر از كوه بلندى سقوط كنم و بدنم قطعه قطعه شود، در نزد من بهتر است از این كه با ستمگران همراهى و همكارى نمایم، مگر این كه غصه‏اى را از دل مؤمنى برطرف نموده، یا مؤمن گرفتارى را نجات داده، یا مؤمن بدهكارى را از زیر بار بدهى رها سازم. (3)

صفوان بن مهران جمّال یكى دیگر از دوستان امام موسى بن جعفر(علیهماالسلام) مى‏باشد. او شترهاى متعددى داشت و آنان را در اختیار كاروان‌هاى تجارتى و زیارتى قرار داده و از اجاره آنان امرار معاش مى‏كرد. او مى‏گوید: روزى امام كاظم(علیه‏السلام) را زیارت كردم. امام به من فرمود: صفوان تمام كارها و رفتار تو مورد پسند ماست، جز یك عمل تو! عرضه داشتم: فدایت شوم كدام عمل؟ فرمود: شترانت را به این مرد ستمگر (هارون)كرایه داده‏اى. عرض كردم: به خدا سوگند! من آن را براى فسق و فجور و شكار و لهو كرایه نداده‏ام، بلكه براى زیارت بیت الله اجاره داده‏ام. من هیچگونه علاقه‏اى به آن مرد ندارم و غلامان خود را به همراه كاروان زیارتى هارون فرستاده‏ام تا به غیر از عمل حج در كار دیگرى به كار گرفته نشوند.

امام كاظم(علیه‏السلام) فرمود: اى زیاد! اگر از كوه بلندى سقوط كنم و بدنم قطعه قطعه شود، در نزد من بهتر است از این كه با ستمگران همراهى و همكارى نمایم، مگر این كه غصه‏اى را از دل مؤمنى برطرف نموده، یا مؤمن گرفتارى را نجات داده، یا مؤمن بدهكارى را از زیر بار بدهى رها سازم.

امام فرمود: اى صفوان! آیا كرایه تو هنوز به عهده آنان هست یا پرداخته‏اند؟ گفتم: بلى، هنوز كرایه نگرفته‏ام. فرمود: صفوان! آیا دوست دارى كه هارون و یارانش تا زمانى كه كرایه‏ات را نپرداخته‏اند، زنده بمانند تا برگشته و بدهى تو را بپردازند؟ گفتم: بلى. امام كاظم فرمود: «فَمَنْ أَحَبَّ بَقاءَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ كانَ مِنْهُمْ كانَ وَرَدَ النّار(4)؛ هر كس بقاى ستمگران را (و لو چند روزى) دوست داشته باشد، از آنان محسوب مى‏شود و هر كس از آنان محسوب شود، داخل آتش(جهنم) خواهد شد.»

 

رسواسازى یاران طاغوت

امام كاظم(علیه السلام) با این كه بسیار صبور و بردبار بود و به خاطر كظم غیظ و فرو خوردن خشم خود به «كاظم» معروف شده بود، اما در مقابل افراد جسورى كه مى‏خواستند براى اربابان ستمگر خود خوش‏خدمتى كنند و پا را از گلیم خویش فراتر نهند و به حریم مقدس امامت و ولایت تعرض روا دارند، هیچگونه امان نمى‏داد و با اراده قاطع و با صلابت كامل برخورد مى‏كرد و همفكران آنان را تا ابد پشیمان مى‏نمود.

على بن یقطین مى‏گوید: هارون الرشید مرد ساحرى را دعوت كرده بود تا در جلسه‏اى با حضور خلیفه و دیگران با كارهاى سحرآمیز و خارق‏العاده خویش حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) را خوار و شرمنده سازد. هنگامى كه غذا را آوردند، آن مرد ساحر  جادویى را به كار برد كه وقتى خادم امام مى‏خواست براى حضرت كاظم(علیه‏السلام) نان بردارد و نزد حضرت بگذارد، نان از دست او مى‏پرید و دور مى‏شد. هارون از این عمل ساحر آنچنان خوشحال شده و به وجد آمده بود كه در پوست خود نمى‏گنجید و به شدّت مى‏خندید. امام وقتى احساس كرد كه این نقشه براى اهانت به حجت خدا طراحى شده است، با صلابت و قاطعیت تمام سر مبارك خویش را بلند كرده و به عكس شیرى كه روى پرده كشیده شده بود اشاره نمود كه: «یا اَسَدَ الله‏ِ خُذْ عَدُوَّ الله‏ِ؛ اى شیر خدا بگیر دشمن خدا را!»

آن تصویر به صورت شیر درنده‏اى مجسم شد و در یك لحظه آن مرد ساحر را درید و به كام مرگ فرستاد و سپس به جاى خود برگشت. هارون نیز از ترس غش كرد و به رو افتاد. هنگامى كه به هوش آمد از امام استدعا كرد كه آن مرد را دوباره زنده كند و از شكم شیر بیرون آورد. امام فرمود: اگر عصاى حضرت موسى(علیه‏السلام) ریسمان‌ها و سایر لوازم ساحران را برگردانده بود، این تصویر نیز آن مرد را كه بلعیده برمى‏گرداند. (5)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- معجم رجال الحدیث، ج19، ص 179.

2- مقاتل الطالبین، ص449.

3- الكافى، ج5، ص110.

4- معجم رجال الحدیث، ج10، ص133.

5- المناقب، ج4، ص300.

نوشته شده توسط سید محمد امین در دوشنبه 1387/11/14

لينك مطلب

 

شهادت غم انگيز حضرت فاطمه صغري و يا رقيه عليها سلام، دختر امام حسين(ع) چنين است:

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زينب(س) نشسته بود. جمعي از كودكان شامي را ديد كه در رفت و آمد هستند.

پرسيد: عمه جان! اينان كجا مي روند؟ حضرت زينب(س)فرمود: عزيزم اين ها به خانه هايشان مي روند. پرسيد: عمه! مگر ما خانه نداريم؟ فرمودند: چرا عزيزم، خانه ما در مدينه است. تا نام مدينه را شنيد، خاطرات زيباي همراهي با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسيد: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل ديگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوي غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسي از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤيا پدر را ديد. سراسيمه از خواب بيدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جويي نمود، به گونه اي كه با صداي ناله و گريه او تمام اهل خرابه به شيون و ناله پرداختند.

خبر را به يزيد رساندند، دستور داد سر بريده پدرش را برايش ببرند. رأس مطهر سيد الشهدا را در ميان طَبَق جاي داده، وارد خرابه كردند و مقابل اين دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سيد الشهدا را ديد، سر را برداشت و د رآغوش كشيد.

بر پيشاني و لبهاي پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسي صورت شما را به خونت رنگين كرد؟ پدر جان چه كسي رگهاي گردنت را بريده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» چه كسي مرا در كودكي يتيم كرد؟ پدر جان يتيم به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زير سرم قرار مي دادم، ولي محاسنت را خضاب شده به خونت نمي ديدم.

دختر خردسال حسين(ع) آن قدر شيرين زباني كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خيال كردند به خواب رفته. وقتي به سراغ او آمدند، از دنيا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

شرح شمع: صفحه 310 - نفس المهموم456 -الدمع الساكه 5/141

نوشته شده توسط سید محمد امین در شنبه 1387/11/12

لينك مطلب

عصر ظهور در کلام امام باقر عليه‏السلام

امام پنجم عليه‏السلام در مورد استقامت و استوارى ياران حضرت مهدى عليه‏السلام به آيه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسير آيه «هنگامى که نخستين وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پيکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگيزيم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و اين وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «اين بندگان پيکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خيزند، همان حضرت قائم و ياران وفادار او هستند.»



  • منتظران مژده باد

امام باقر عليه‏السلام در گفتارى اميدآفرين و نشاط‏بخش به منتظران حقيقى آن حضرت مژده مى‏دهد که «يأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ يغِيبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَياطُوبى لِلثّابِتِينَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِک الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما يکونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ ينادِيهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَجَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَصَدَّقْتُمْ بِغَيبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى؛ بر مردم زمانى مى‏آيد که امامشان از منظر آنان غايب مى‏شود. خوشا به حال آنان‏که در آن زمان در امر [ولايت] ما اهل بيت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترين پاداشى که به آنان مى‏رسد، اين است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرمايد: بندگان من! شما به حجت پنهان من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق کرديد. پس بر شما مژده باد که بهترين پاداش من در انتظارتان است.»

آن‏گاه امام باقر عليه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى از چنين منتظران راستينى به آنان مى‏فرمايد: شما مردان و زنان، بندگان حقيقى من هستيد. رفتار نيک و شايسته‏تان را مى‏پذيرم و از کردار ناپسندتان عفو مى‏کنم و به خاطر شما ساير گنهکاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سيراب و از آنان بلا را دفع مى‏کنم. اى عزيزترين بندگان من! اگر شما نبوديد، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مى‏کردم.»

  • ياران وفادار

پيشواى پنجم عليه‏السلام در توصيف ياران حضرت مهدى عليه‏السلام که در زمان غيبت، خود را براى شرکت در قيام جهانى آن حضرت آماده مى‏کنند، به ابو خالد کابلى فرمود: «من به گروهى مى‏نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمين به پا مى‏خيزند. آنان به دنبال طلب حق و ايجاد حکومت الهى تلاش مى‏کنند. بارها از متوليان حکومت اجراء حق را خواستار مى‏شوند، امّا با بى‏اعتنايى مسئولين مواجه مى‏شوند. وقتى که وضع را چنين ببينند، شمشيرهاى خود را به دوش مى‏نهند و با اقتدار و قاطعيت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار مى‏ورزند تا اينکه سردمداران حکومت نمى‏پذيرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزير به قيام و انقلاب مى‏گردند و کسى نمى‏تواند جلوگيرشان شود. اين حق‏جويان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غير از صاحب الامر عليه‏السلام به کس ديگرى نمى‏سپارند. کشته‏هاى اينها همه از شهيدان راه حق محسوب مى‏شوند.»

در اينجا امام باقر عليه‏السلام به ابو خالد کابلى جمله‏اى زيبا فرمود که مى‏تواند نصب العين همه منتظران لحظات ظهور باشد.

آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکتُ ذلِک لاَءَسْتَبْقَيتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر عليه‏السلام تقديم مى‏دارم.»

امام پنجم عليه‏السلام در مورد استقامت و استوارى ياران حضرت مهدى عليه‏السلام به آيه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسير آيه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَيکمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَکانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛ «هنگامى که نخستين وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پيکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگيزيم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و اين وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «اين بندگان پيکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خيزند، همان حضرت قائم و ياران وفادار او هستند.»

  • چشم به راه ظهور

از منظر امام باقر عليه‏السلام در عصر غيبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدى عليه‏السلام بودن و انتظار حکومت آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را کشيدن از عبادات شايسته و برتر محسوب مى‏شود. آن گرامى به نقل از وجود مقدس رسول اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ؛ انتظار [پيروزى و] فرج [آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] از برترين عبادات محسوب مى‏شود.»

  • جهان در آستانه ظهور

در آستانه ظهور حضرت مهدى عليه‏السلام اوضاع جهان به بدترين وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعيض، تضييع حقوق ديگران به بدترين وضع خود تبديل شده و مردم از هر کس و حکومتى نااميد گرديده، به دنبال روزنه اميد و نداى عدالتى مى‏گردند که آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستکبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگويان فتنه‏انگيز و فرصت طلب به تنگ مى‏آيند که شب و روز آرزوى قيام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر عليه‏السلام فضاى تاريک جهان قبل از ظهور را اين‏گونه بيان مى‏کند: «لا يقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَديدٍ مِنَ النّاسِ وَزَلازِلَ وَفِتْنَةٍ وَبَلاءٍ يصيبُ النّاسَ وَطاعُونٍ قَبْلَ ذلِک وَسَيفٍ قاطِعٍ بَينَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَديدٍ بَينَ النّاسِ وَتشْتيتٍ فى دينِهِمْ وَتَغْييرٍ فى حالِهِمْ حَتّى يتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَمَساءً مِنْ عِظَمِ ما يرى مِنْ کلْبِ النّاسِ وَاَکلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا؛ حضرت قائم عليه‏السلام قيام نمى‏کند، مگر در حال ترس شديد مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلايى که بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند. آن‏گاه شمشير برنده ميان اعراب حاکم مى‏شود و اختلاف ميان مردم و تفرقه در دين و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏گونه‏اى که هر کس بر اثر مشاهده درنده‏خويى و گزندگى‏اى که در ميان برخى از مردم نسبت به بعضى ديگر به وجود مى‏آيد، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏کند.» امام آن‏گاه افزود: «وقتى که يأس و نااميدى تمام مردم را فرا گرفت و ديگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس کردند، امام غائب عليه‏السلام قيام مى‏کند.»

  • اقتدار حضرت مهدى عليه‏السلام

براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است که موانع عدالت را از ميان برداشت و راه آن را هموار کرد؛ زيرا اصحاب زر و زور و تزوير و کسانى که از درهم ريختگى جامعه در راه ترويج فساد و انحراف بهره مى‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏هاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شيوه‏اى در مسير احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازى خواهند کرد. بنابراين، يکى از مهم‏ترين ويژگيهاى زمامداران عادل قاطعيت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان عليه‏السلام نيز با اقتدار کامل مخالفين اسلام و دشمنان عدالت را سرکوب خواهد کرد. امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: «لَيسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّيفِ؛ آن حضرت [در سرکوب دشمنان قسم خورده‏اش[ فقط شمشير را مى‏شناسد.»

او در قاطعيت همانند جدّش رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عمل خواهد کرد و به خيانتکاران، کافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هيچ‏گونه توطئه‏اى نخواهد داد.

حضرت باقر عليه‏السلام درباره شباهت حضرت مهدى عليه‏السلام به پيامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصياء به حضرت پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرموده است: «وَاَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فَالْقِيامُ بِالسَّيفِ وَتَبْيينُ آثارِهِ ثُمَّ يضَعُ سَيفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِيةَ اَشْهُرٍ فَلا يزالُ يقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى يرْضَى اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى عليه‏السلام ] به پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قيام با شمشير است [که دشمنان لجوج را از ميان برمى‏دارد] و آثار آن حضرت را آشکار مى‏کند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مى‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مى‏کند تا اينکه خداوند راضى شود.»

  • بانوان در دولت مهدوى

بدون ترديد بانوانِ شايسته و متعهد در دولت آن حضرت جايگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعيت ويژه‏شان خواهد بود؛ يعنى همان رسالتى که يک زن مسلمان طبق آيين اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نيز به آن پاى‏بند خواهد بود. آنچه از روايات برمى‏آيد، آن است که عده‏اى از کارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن يزيد جعفى از ياران نزديک امام محمد باقر عليه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود: «وَيجِى‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يجْتَمِعُونَ بِمَکةَ عَلى غَيرِ ميعادٍ؛ به خدا سوگند! 313 نفر ياران مهدى عليه‏السلام مى‏آيند که پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هيچ‏گونه وعده قبلى در شهر مکه گرد هم جمع مى‏شوند.»

روايت ديگرى در اين زمينه از ام سلمه، همسر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از طريق اهل سنت نقل شده است که پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع ياران حضرت مهدى عليه‏السلام در اطراف آن حضرت مى‏فرمايد: «يعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَيجْتَمِعُ النّاسُ اِلَيهِ کالطَيرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى يجْتَمِعَ اِلَيهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَاَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِيهِ نِسْوَةٌ...؛ [در زمان ظهور[ پناه‏خواهى به حرم خداوند در مکه پناهنده مى‏شود. مردم همانند کبوتران از هر سو به جانب ا و رو مى‏آورند تا اينکه سيصد و چهارده نفر که عده‏اى از آنان زن هستند، دور او را مى‏گيرند.» و ادامه داد: «و از همان‏جا خروج مى‏کنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پيروز مى‏گردند و عدل را آن‏چنان در روى زمين برقرار مى‏سازند که زندگان آرزو مى‏کنند که اى کاش مرده‏هايشان نيز از طعم آن عدالت مى‏چشيدند!»

  • مخالفين دولت مهدوى

سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متکبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند که در مقابل حق خودنمايى مى‏کنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند که انسانهاى حق‏طلب و جلوه‏هاى فضيلت را خطرناک‏ترين دشمنان خويش قلمداد مى‏کنند. به همين جهت، تمام تلاشهاى خود را براى نابودى آيين حق و رهبران الهى به کار مى‏گيرند. امّا خداوند طبق سنت پايدار خود همواره حق را پيروز گردانيده و دشمنانش را مأيوس و مغلوب کرده است.

قرآن مى‏فرمايد: «يرِيدُونَ أَن يطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَ هِهِمْ وَيأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن يتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکـفِرُونَ»؛ «[مخالفين حق [مى‏خواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش کنند، ولى خدا جز اين نمى‏خواهد که نورش را کامل کند؛ هر چند کافران را خوش نيايد.»

در عصر ظهور، تلاشهاى زيادى صورت مى‏گيرد تا از استقرار حکومت قائم آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله جلوگيرى شود، امّا آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از ميان برمى‏دارد. سفيانى يکى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى عليه‏السلام است.

امير مؤمنان على عليه‏السلام در مورد جنايات وى به کوفيان فرمود: «بدا به حال کوفه! سفيانى چه جناياتى در آنجا انجام مى‏دهد! به حريم شما تجاوز مى‏کند، کودکان را سر مى‏برد و ناموس شما را هتک مى‏کند.»

امام باقر عليه‏السلام درباره ويژگيهاى اين دشمن سرسخت حضرت مهدى عليه‏السلام فرمود: «اگر سفيانى را مشاهده کنى، در واقع پليدترين مردم را ديده‏اى. وى داراى رنگى بور و سرخ و کبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نياورده و مکه و مدينه را نديده است.»

امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايد: «گويا من سفيانى (سرکرده دشمنان حضرت امام عصر عليه‏السلام) را مى‏بينم که در زمينهاى سرسبز شما در کوفه اقامت گزيده، ندا مى‏دهد که هر کس سر يک تن از شيعيان على عليه‏السلام را بياورد، هزار درهم پاداش اوست. در اين هنگام، همسايه به همسايه ديگر حمله مى‏کند و مى‏گويد: اين شخص از شيعيان است. او را مى‏کشد و هزار درهم جايزه مى‏گيرد.»

شيصبانى نيز يکى ديگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان کينه‏توز اهل بيت عليهم‏السلام و حضرت مهدى عليه‏السلام مى‏باشد. ريشه‏اش به بنى‏عباس مى‏رسد و شخصى بدکردار، شيطان صفت و گمنام است. امام باقر عليه‏السلام به جابر جعفى فرمود: «سفيانى خروج نمى‏کند، مگر آنکه قبل از او شيصبانى در سرزمين عراق خروج مى‏کند. او همانند جوشيدن آب از زمين، يکباره پيدا مى‏شود و فرستادگان شما را به قتل مى‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفيانى و ظهور قائم عليه‏السلام باشيد.»

دجّال نيز فتنه‏گرى کذّاب و فريبنده است که موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏کند و بسيارى را با دسيسه‏هاى شيطانى‏اش مى‏فريبد. چشم راست او ناپيداست و نام اصلى‏اش صيف بن عائد است. او ادّعاى خدايى مى‏کند. در سحر و جادو، زبردست و در فريب مردم، مهارت عجيبى دارد. شيطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آيند.

امّا طبق مشيت الهى و سنت تغييرناپذيرش همچنان که در طول تاريخ همواره به اثبات رسيده است، اهل باطل همچون کف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى عليه‏السلام نيز با غلبه بر سران کفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضيلت و کمال را درهم مى‏پيچد و بساط عدل و داد و انسانيت را در روى زمين مى‏گسترد.


پي‌نوشتها:

1. کمال الدين، ج 1، ص 330.
2. همان.
3. غيبت نعمانى، ص 273.
4. اسراء/5.
5. تفسير عياشى، ج 2، ص 281.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
7. همان، ص 230.
8. همان، ص 354.
9. کمال الدين، ص 329.
10. بحار الانوار، ج 52، ص 222.
11. معجم احاديث المهدى عليه‏السلام، ج 1، ص 501؛ المعجم الاوسط، ج 5، ص 334.
12. توبه/32.
13. يوم الخلاص، ص 93.
14. بحارالانوار، ج 52، ص 354.
15. بحار الانوار، ج 52، ص 215.
16. غيبت نعمانى، ص 302.

منبع: تبيان

نوشته شده توسط سید محمد امین در پنجشنبه 1387/11/10

لينك مطلب


درباره وبلاگ

"بسم الله الرحمن الرحیم"
قسمتی از توقیع امام عصر(عج)به آخرین نائب خاص خود(محمد سمری):
وسياتي شيعتي من يدعي المشاهدة الا فمن ادعي المشاهدة قبل خروج السفياني والصيحة فهو كذاب مفتر ...
چه بسا افرادي از شيعيان ادعاکنند که مرا مشاهده نموده اند، آگاه باشيد هر کس قبل از خروج سفيانی و صيحه آسماني، چنين ادعايي کند درغگو و افترا زننده است...
الغيبة شيخ طوسي ص395- احتجاج شيخ طبرسي ج 2 ص 297
تازه ترین مطالب kazzabin
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati






Powered by WebGozar

 سایت آموزش ایرانیان

http://asheghan-ali.blogfa.com/

http://kazzabin.blogfa.com/
بهائی پژوهی

سایت خبری و تحلیلی سلام شیعه:شناخت وهابیت ـ مقالات ـ اخبار ـ تصاویر مذهبی

آرماگدون آرماگدون






http://kazzabin.blogfa.com/